ضرب المثل‌ها و امثال و حکم گنجینه پارسی‌

پیشگفتار

نگارش: مریم گرابیان

شاعران، نویسندگان و مردم عادی برای افزودن به لطف و رسایی و اثربخشی سخن خود یا انتقال مفهومی به زبان ساده‌تر تنها با یک عبارت کوتاه، همواره از ضرب‌المثل‌ها بهره برده و می‌برند. در واقع، ضرب المثل‌ها پلی هستند میان عامه مردم و خواص. 
در هر زبانی ضرب‌المثل‌ها گنجینه آگاهی از فلسفه زندگی و هنر بهتر زیستن می‌باشند که نسل به نسل منتقل شده‌اند. این گنجینه در زبان پارسی که از نظر تعداد ضرب‌المثل‌ها، امثال و حکم جزو یکی از غنی‌ترین زبان‌های دنیاست، درخشندگی نابی دارد. 

تنوع این مثل‌ها تا بدانجاست که برخی از آنها به داستان‌های عامیانه برمی‌گردد و برخی دیگر به اشعار شاعران بنام ایران‌زمین. علامه همایی در این زمینه می‌نویسد:

 

«بزرگ‌ترین سرمایه ادب پارسی همین امثال است که تمام حکمت‌ها و دانش‌های بشری را متضمن است. مثل، فشرده افکار هر قومی است».

در این بخش که هر هفته به روز می‌‌گرد، سعی شده در حد امکان، معنا و مفهوم ضرب‌المثل‌های زبان پارسی و موارد درست بکارگیری آنها یادآور شود. 

ادب از که آموختی گفت از بی ادبان

از حکایتی در گلستان سعدی

باب دوم در اخلاق درویشان

لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.

نگویند از سر بازیچه حرفی

کزان پندی نگیرد صاحب هوش

و گر صد باب حکمت پیش نادان

بخواند آیدش بازیچه در گوش

خیاط در کوزه افتاد

از حکایتی در قابوسنامه، تالیف، ابوالمعالی كیكاووس ابن اسكندر 

وقتی شخصی در زندگی خود همواره درباره مشکلات دیگران صحبت می‌کند و بیش از حد به آن واکنش نشان می‌دهد، زمانی که خود به آن مشکل برمی‌خورد، دیگران این ضرب‌المثل را درباره او به کار می‌برند.
در حقیقت، اگر فردی به بلایی دچار شود که پیش از آن خودش در مورد آن صحبت کرده و حساس بوده است،‌ می‌گویند: «خیاط هم در کوزه افتاد».
برای نمونه، فردی که در آپارتمان زندگی نمی‌کند، همیشه از مشکلات آپارتمان‌نشینی می‌گوید و روزی خودش ساکن آپارتمان می‌شود. در این صورت اطرافیان از این مثل برای او استفاده می‌کنند.

بمیر و بدم

Überschrift 1

این ضرب‌المثل زمانی استفاده می‌شود که فردی بخواهد با تنبلی یا فرصت‌ طلبی از زیر بار مسئولیتی که بر عهده اوست به نحوی در برود و بهانه بیاورد.
برای نمونه، دانش‌آموزی که قرار است تکالیف خود را بنویسد، می‌گوید: می‌شود روی تختم دراز بکشم و بنویسم؟ می‌شود با خودکار بنویسم؟ می‌شود از آخر به اول بنویسم؟ و ...
خلاصه هر بهانه‌ای می‌آورد که انجام تکالیف خود را به تعویق بیندازد؛ در این صورت، والدین از او می‌خواهند هرکاری دوست دارد بکند، فقط تکالیفش را انجام دهد و می‌گویند: «تو بدم، بمیر و بدم».

0179-282 8012

©2019 by Barbat – Deutsch-persischer Kulturverein e.V. انجمن فرهنگی ایران آلمان بربط. Proudly created with Wix.com